ابراهيم اصلاح عربانى
103
كتاب گيلان ( فارسى )
خونريزى انجام شد زيرا محمد حسن خان قاجار پس از دريافت خبر عزيمت كريم خان زند گيلان و مازندران را ترك كرده به گرگان رفت زيرا « آن خطه حصارى محكم و بروجى مستحكم داشت و اطرافش را كمينگاههاى سخت و معابرش را جنگلهاى پردرخت بود . » « 235 » سپاه كريم خان در گرگان دچار شكست شد و وى به تهران بازگشت . بدينترتيب محمد حسن خان قاجار و حاجى جمال بار ديگر بر گيلان تسلط يافتند . در سال 1168 آزاد خان افغان كه بر آذربايجان فرمان مىراند به فكر تصرف گيلان و مازندران افتاده سپاهيان آذربايجانى و افغانى و كرد را تجهيز كرد و راهى آن ديار شد . وى از قزوين گذشته از درهء سفيدرود در امتداد سواحل گيلان به سپاه قاجار حمله كرد و فتح على خان افشار نيز با دوازده هزار سپاهى رشت را مورد هجوم قرار داد . سپاه محمد حسن خان قاجار به فرماندهى اميرگونه خان افشار كارى از پيش نبرد و آزاد خان افغان گيلان را تصرف كرد . محمد حسن خان قاجار پس از تجهيز سپاهى تازهنفس در مازندران بطور ناگهانى آزاد خان افغانى را مورد حمله قرار داد . هجوم ناگهانى و حمله سريع سواران در شب سپاه آزاد خان را غافلگير كرد . يك گروه از سپاهيان به فرماندهى عبد العلى خان راه گريز در پيش گرفتند اما اكثر آنان در جنگل و دريا به دام افتاده اسير يا كشته شدند . سپاه پنج هزار نفرى افغانها نيز كه تحت فرمان خسرو خان مكرى بود به سوى لاهيجان عقبنشينى كرد . شهباز خان دنبلى هم با هشت هزار سپاهى خود بدون كوچكترين مقاومتى پادگان لاهيجان را ترك كرده به طرف درهء سفيدرود عقب نشست . خان قاجار با پيروزى كامل وارد رشت شد و آزاد خان به قزوين گريخت . « 236 » محمد حسن خان به منظور تسخير آذربايجان عازم آن ديار شد . در همين ايام حاجى جمال فومنى در بازگشت از سفر مكه به دستور آقا هادى شفتى ، كه به اتفاق ميرزا زكى نايب الحكومه گسكر در گيلان حكومت مىكرد ، كشته شد . محمد حسن خان قاجار متوجه گيلان گرديد و آقا هادى شفتى و ميرزا زكى خان را به انتقام خون حاجى جمال بقتل رسانيد ؛ اما طولى نكشيد كه خود وى توسط سبزعلى كرد و محمد على قاجار دولو كشته شد ( 1172 هجرى ) پس از درگذشت آقا جمال فومنى فرزندش هدايت الله خان به تهران عزيمت كرد و با حسن خدمت در دستگاه كريم خان زند توجه او را به سوى خود جلب نمود . وى در كشاكش درگيرى كريم خان و فتح على خان افشار از فرصت استفاده كرده به رشت گريخت و با كمك و يارى طرفداران خود حاكم انتصابى كريم خان را از اين شهر بيرون راند . « 237 » كريم خان زند پس از جنگ اروميه ، محمد حسين خان هزاره را با سپاهى مركب از دوازده هزار نفر از جهت تنبيه هدايت الله خان به رشت اعزام داشت . محمد حسين خان بر هدايت الله خان پيروز شده او را دستگير كرد و به اروميه برد اما كريم خان وى را به پرداخت دوازده هزار تومان جريمه نقدى محكوم ساخت و مجازات ديگرى را درباره او اعمال نكرد . سپس عموزاده خود نظر - على خان زند را مأمور نظارت بر منطقه گيلان نمود . اندكى بعد كه كريم خان به سردار نامى و عموزاده خود شيخ على خان مشكوك شد چند تن از امرا را بقتل رسانيد و شيخ على خان را كور كرد . نظر على خان برادر شيخ على خان نيز بلافاصله از حكومت گيلان عزل شد و هدايت الله خان به جاى او منصوب گرديد . هدايت الله خان در گيلان به قدرت فوق العادهاى دست يافت و اهميت و اعتبار فراوانى كسب كرد . مؤلف روضة الصفاى ناصرى در اين زمينه مىنويسد : « كار هدايت الله خان در گيلان بالا گرفته از نمارستاق تا رود كر به تصرف داشت و در شروان و بادكوبه معتبر بود و دولتى موروث و مكتسب حاصل كرد و سالى هفت هشت هزار تومان بيشتر منال ديوانى ندادى آن نيز از امتعه و اقمشه و دارايى و مخمل و زربافت گيلانى بودى تا كريم خان وكيل با وى مواصله جست و همشيره وى را به حباله فرزند خود ابو الفتح خان درآورد . . . » « 238 » هدايت الله خان مردى كريم و سخاوتمند بود و از اعزاز و اكرام نويسندگان و شعرا و هنرمندان هرگز غافل نمىشد . « ثروت و همت او مشهور عالم و ضرب المثل ترك و ديلم شد و بر اسخياى عالم مقدم بلكه ماحى آثار معن و حاتم آمد . بخششهاى او بىمنت بود و عطاياى او بىضنّت » . « 239 » شعراى معاصرش در مدح او اشعار زيادى سرودهاند . مىگويند لطفعلى خان آذر بيگدلى صاحب تذكره معروف آتشكده در ايام پريشانى روى به گيلان نهاد و در دستگاه هدايت الله خان مورد توجه قرار گرفت . يك روز خواندن قصيدهاى را كه در مدح فرمانرواى گيلان سروده بود آغاز كرد . چون يك ثلث قصيده را خواند هدايت الله خان انگشترى گرانبهايى را كه هفتصد تومان ارزش داشت در دهان وى نهاد . روز بعد ثلث ديگر قصيده را خواند و خان خرقه سمور خود را كه داراى تكمههاى زمرد بود به وى بخشيد و روز سوم كه ثلث آخر قصيده خوانده شد ، آن مرد سخى دو هزار تومان صله نقد به شاعر ارزانى داشت . لطفعلى خان آذر بيگدلى رباعى زير را به همين مناسبت سرود : بر درگه تو بهپا نشستن نتوان * وز حلقه بندگيت رستن نتوان استاد ازل چو باز كرد اين در گفت * اين باب هدايت است و بستن نتوان جان ر . پرى مؤلف كتاب كريم خان زند او را چنين معرفى مىكند : « . . . گويا هدايت الله خان تا هفت سال بعد از مرگ وكيل بر اين شهر ، كه دروازه ايالات شمالى ايران محسوب مىشد به صورتى نيمه مستقل فرمانروايى كرد . حكومت قدرتمند و ديرپايش توجه عده زيادى را به خود جلب كرده بود . به ويژه نحوهء رفتار و اقداماتش در منابع اروپائى نيز منعكس گرديده است . براى خود دار الحكومه و بارگاه درخشانى داير كرده بود كه داراى
--> ( 235 ) . روضة الصفاى ناصرى ، رضا قلى خان هدايت ، انتشارات كتابفروشى مركزى . . . تهران 1339 ، جلد نهم ، صفحه 17 و 18 . ( 236 ) . تاريخ گيتىگشاى زنديه - گلشن مراد - روضة الصفاى ناصرى ( جلد 9 ) - كريم خان زند ( جان ر . پرى ) . ( 237 ) . كريم خان زند ، جان ر . پرى ، ترجمه على محمد ساكى ، نشر نو ، تهران 1368 ، صفحه 137 . ( 238 ، 239 ) . تاريخ روضة الصفاى ناصرى ، رضا قلى خان هدايت ، كتابفروشى مركزى . . . ، تهران 1339 ، جلد 9 ، صفحهء 204 .